تبلیغات
هرچی گیر آوردم میتایپم - عشقولانه......................! (حالم بد شد)
جمعه 3 مهر 1388

عشقولانه......................! (حالم بد شد)

   نوشته شده توسط: bache bozorg    

یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید :چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟
پسر : دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"‌دوست دارم
دختر : تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان كنی... پس چطور دوستم داری؟چطور میتونی بگی عاشقمی؟
پسر : من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت كنم
دختر : ثابت كنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی
پسر : باشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی،
صدات گرم و خواستنیه،
همیشه بهم اهمیت میدی،
دوست داشتنی هستی،
با ملاحظه هستی،
بخاطر لبخندت،

دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد
متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكی كرد و به حالت كما رفت

پسر نامه ای رو كنارش گذاشت با این مضمون
عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حال میتونی حرف بزنی؟نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم
گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم
گفتم واسه لبخندات، برای حركاتت عاشقتم
اما حالا نه میتونی بخندی نه حركت كنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم
اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره
عشق دلیل میخواد؟نه!معلومه كه نه!!
پس من هنوز هم عاشقتم
عشق واقعی هیچوقت نمی میره
این هوسه كه كمتر و كمتر میشه و از بین میره
"عشق خام و ناقص میگه:"
من دوست دارم چون بهت نیاز دارم"
ولی عشق كامل و پخته میگه:"
بهت نیاز دارم چون دوست دارم"

"سرنوشت تعیین میكنه كه چه شخصی تو زندگیت وارد بشه، اما قلب حكم می كنه كه چه شخصی در قلبت بمونه


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر