تبلیغات
هرچی گیر آوردم میتایپم - آن فرشته کو؟
یکشنبه 12 مهر 1388

آن فرشته کو؟

   نوشته شده توسط: bache bozorg    

آن فرشته کو؟
یک فرشــــــــته داشت می دوید
توی کوچــــــــه های آســــــمان
روی سنگـــــفرش کهکـــــــشان
می دوید و هرکجا که می رسید
با گچ ستاره ها
عکس یک شـــــــهاب می کشید


***
می دوید و خنــــده هاش نور بود
غصــــــه را بلـــــــــــد نبـــــــود
غصــــــه از بهشـــــت دور بــود
می دوید و بوی رفتنش عجیب بود
رد پایش از شکوفه های سیب بود
***
می دوید و ناگهان
دامنش به ابرها گرفت و لیز خورد
از کــــــنار خانه خدا چکــــــــــــید
قطــــره قطــــره روی خاک مــرد
هیچکـــــــس ولـــــــــی نگفت
آن فرشته ای که می دوید کــــو!
***
جای او چقدر خالی است
آی ای خدا ؛ تو لا اقل بگو.


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر