تبلیغات
هرچی گیر آوردم میتایپم - بدون موضوع!
سه شنبه 4 اسفند 1388

بدون موضوع!

   نوشته شده توسط: bache bozorg    

چند وقت پیش زمانی كه بستنی خیلی گران نبود یك پسر ده ساله به یك كافی شاپ رفت

 موقعی كه پشت میز نشست از گارسون پرسید :قیمت بستنی گردویی چند است ؟اوگفت 50 سنت است .

پسرازجیبش پول درآورد وآنرا شمرد.  

 

سپس پرسید قیمت بستنی ساده چقدر است؟

 

آنجا افراد دیگری بودند كه منتظربستنی بودند.گارسون در حالیكه كمی بداخلاق وبی حوصله بود با تندی گفت:

35 سنت است.پسردوباره پولش را شمرد وگفت لطفاً یك بستنی ساده بدهید.

 

گارسون بستنی را همراه با صورت حساب برای او برد .پسر بستنی اش را خورد وپولش را به صندوق پرداخت كرد.

وقتی گارسون میزراتمیز می كردشروع به گریه كردن كرد.....

در گوشه بشقاب 15 سنت بابت انعام برای او گذاشته بود.

پسر به جای بستنی گردویی ،بستنی ساده گرفت تا بتواند به او انعام دهد!

 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر